زنده جوب



غزل ۱

شبم شبى كه تو باشى اگرچه تارترين
خرام خرم خورشيد را مدارترين
خزانِ خلوت تلخ ام اگرچه برفابرف
طلوع طلعتت اى سرخ گل بهارترين
به جاده اى كه سراپا همين تن است اى تو
سمند بى سر بى تاب را سوارترين
به پايكوبى اين شاخه هايِ عريانى
شبانه شانه ى من را تو برگ وبارترين
نَه ماه سايه ى بى سوى چاه سار، آرى
دهان گشوده به بلع ستاره سارترين
تو كوه سار خلود و مخافت و اين من
به ژرفناى ترين تو جويبارترين

هوشیار انصاری فر