فردا تو میشی حاکم میدون، میری قاطی رندون*

و این سخنی‌ست در مدح پیری فرزانه‌ از تبار مطربان تاریخ این دیار، اگرچه درین زمانه ما رادر حق حضرت مرتضای احمدی هنوز اهلیت گفتن نیست، دریغ، ای کاش اهلیت شنودن بودی از آن حنجره که ودیعه درو‌ گنجینه‌ی اجدادی است. اما راویان اخبار خبر دادند اخیرن که ستادی به‌نام نامی «واکنش سریع فرهنگی» (یا چیزی درین حدود) تشکیل شده، یا بناست بشود. و ما را که تماشاگران این دعواهای خرده‌ریز بر سر آن لحاف مشهوریم چه باک؟ خوشا که هستند هنوز کسانی که تا هشتادوشش سالگی هم دندان به جگر می‌گذارند، یک دست‌شان «ستاد» و یک دست‌شان «صف»، علی‌رغم باد و باران، یک نهالی را که دست‌هایی بی‌شمار به روزگارانی دور و نزدیک درین خاک کاشته‌اند، یک‌تنه داشت می‌کنند، تا روزی که دست‌های دیگری از آستین برآیند و برداشت‌کنند. و چنین‌ست انسانی که آقای مرتضاخان احمدی‌ست‌، و چنین‌ست که باباجاهل سال‌های دور رادیو، خریدار آبروی علم عاریه‌ی ما ایرانیان معاصر نسبت به خودمان می‌شود. او نه دولت‌مردست، نه آکادمیسین، نه منورالفکر، … او چشمی‌ست، یا بهتر، گوشی‌ست گشوده بر آنچه این همگان همواره برابر آن کور، یا بهتر، کر بوده‌اند.

 کار کارستان او را در حق ترانه‌های «طهران» تا حدی می‌شود از سنخ کارهایی تلقی‌کرد که کسانی چون ابوالقاسم‌انجوی‌شیرازی و علی‌بلوک‌باشی، صادق‌هدایت و احمدشاملو، پرویزتناولی و محمدرضادرویشی، و … در حق شمار دیگری از حوزه‌های در حاشیه مانده‌ی فرهنگ ایرانی کرده‌اند، و شاید بیشتر از جنس آنچه سیدجوادبدیع‌زاده می‌کرد یا سیدرضاارحام‌صدر چندین دهه به روی صحنه‌ی تالار اندیشه‌ی اصفهان می‌برد. با این تفاوت‌ها که اولن کار او از همان حداقل حمایت رسمی که مثلن مرحوم انجوی در مقطعی از گردآوری فرهنگ عامه از آن برخوردار بود، بهره‌ای نبرده‌است. و این خود همیشه سؤالی بوده بزرگ برای راقم این سطور که آقای درویشی که سالیان درازی از عمر گرا‌ن‌مایه را صرف زفت‌ورفت گنجینه‌ی بی‌بدیل موسیقی اقوام ایرانی کرده، آیا هرگز به صرافت افتاده سری هم به موسیقار قوم منقرض طهرانی، و گردآورنده‌ی فروتن آن بزند؟ شاید این موسیقی به حد کافی جنبه‌ی «اتنوموزیکولوژیکال» نداشته. شاید هم برای حامیان قدرت‌مند مالی آن زمان ایشان –که حقن همت‌شان در حمایت از این کار عظیم مشکور باد- موسیقی شهرنشینان این سرزمین برای حلقوم پژوهش، لقمه‌ای نه دندان‌گیر، بلکه حتا گلو گیر بوده‌باشد. الله اعلم. ثانین به دلایلی که البته روشن‌ست و گفتن ندارد، حاصل عمر احمدی حتا بقدر کتاب کوچه مرحوم شاملو هم (یعنی حدود ده‌درصد) خروجی نداشته‌است، مگر آن که نشر ترانه را در قالب کتاب خروجی ترانه قلمداد کنید. بنابرین هر قضاوتی درباره‌ی روش‌شناسی این پژوهش، حتا از جانب اهل فن، از یک سو غیردقیق و از سوی دیگر دور از مروت است.

 رابعن و شاید از همه عبرت‌آموز‌تر، این کار حتا باندازه‌ی کار ارحام‌صدر از جانب روشن‌فکر ایرانی قدر ندیده‌است، و البته جای شگفت نیست که میان این قدرشناسی‌ها و ناسپاسی‌ها با چرخشی که در نیمه‌های سده‌ی پیشین میلادی در ایدیولوژی شرق‌شناسی حادث‌شد توازی دقیقی برقرارست. واقع این که کار فی‌المثل ارحام‌صدر ازین موهبت برخوردار بود که، هم‌زمان با ارتقای فرهنگ آسیایی و آفریقایی از حضیض بدویتی که تا اوایل قرن بیستم بدان منسوب بود به اوجی که امروزه نزد شمار زیادی از متفکران در مقام بدیلی برای فرهنگ باصطلاح غربی پیداکرده، عرضه‌شد، و دیده‌شد. از همین قماش‌ست توجهی که چل پنجاه سال پیش عمدتن فرانسوی‌ها به ردیف شهری موسیقی ایران کهن نشان دادند بلافاصله در داخل کشور منجر به تأسیس نهادهای ارزشمندی از قبیل مرکزحفظ‌واشاعه شد و حتا آدمی مثل ژان‌دورینگ به ایران آمد و حتا نزد نورعلی‌الهی سالیانی به آموزش تنبور اهل‌حق همت گماشت. فارغ ازین‌ که میان این گرامیداشت و آن خوارداشت، چه نسبتی برقرارست و این‌گونه چرخش‌های غربی را برای ما ایرانیان معاصر تا چه حد مایه‌ی دل‌خوشی و تا چه حد دل‌خوش‌کنک محسوب بایدکرد، واقع این‌ست که گنجینه‌ای که آقا مرتضای احمدی از ره آورده برای ما، بنا به محدودیت‌های ناگزیری که در انتقال صورت و معنای ترانه ازین ور به آن ور دنیا وجود دارد در قیاس با نمایش و داستان عامیانه فی‌المثل، خریدار جهانی ارحام‌صدر و حتا مشدی‌گلین‌خانم راپیدا نکرد. به‌علاوه این ترانه‌ها پیوندی تنگاتنگ با ایران معاصر داشت که تا پیش از انقلاب اسلامی از منظر شرق‌شناسی اهمیت‌ش منحصر بود به «طلای سیاه» داشتن و «پل پیروزی» بودن، و مانند ردیف زیبای میرزا عبدالله و شاهنامه‌ی شکوهمند بایسنغری و خط رشک‌انگیز میرعماد ارزش زیرخاکی هم ندارد، و البته از اهمیت سیاسی تشیع که علی‌الخصوص پس از جنگ اخیر عراق رو به فزونی نهاده هم بی‌بهره است.

 غم‌انگیزست، اگرچه همان‌طور که گفتیم جای شگفتی ندارد، که به‌این‌ترتیب عمده‌ی روشن‌فکری ایرانی که از یک‌صد سال پیش به این سو جای ایران و انیران را در نا معادله‌ی «خود» و «دیگری» یکسره عوض کرده و در نظر و عمل همت خود را مصروف یکسان‌سازی ملی و جهانی ساخته، به‌این‌ترتیب قادر نشد چشمان خود را برآن‌چه آقامرتضا کرده واکند، و حتا پس از انقلابی که چندین دهه پیش در شرق‌شناسی رخ‌داد این چشم‌ها کماکان بسته ماند، بر همت به‌بارنشسته‌ی مردی که کار خود را با پیش‌پرده‌خوانی و میان‌پرده‌خوانی آغازکرد، از تیاتر جدید ایرانی، رندانه‌خوانی علی‌رغم مدعیان.

 

* عنوان یادداشت برگرفته از ترانه‌ی «بله قربون»، از گنجینه‌ی مرتضااحمدی 

 

/ 31 نظر / 51 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پلیوار

با سلام با سفر بخیر نمی گذرد بی تو زن بعید به روزم دعوتید

ادبیات ما

شماره هجدهم ماهنامه «ادبیات ما» به روز شد پرونده‌ای برای بهومیل هرابل: مروری بر آثار و زندگی‌ای این نویسنده-برگردان: فریبرز نریمانی نگاهی به «تنهایی پرهیاهو» با ترجمه پرویز دوائی- مجتبا صولت‌پور، آرش معدنی‌پور گفت‌وگوی کوتاهی با پونه ابدالی-داوود آتش‌بیک مروری بر ادبیات اینترنتی و نگاهی به رمان «قطار ساعت 10 به لندن»-سینا حشمدار نگاهی به رمان «خنده را از من بگیر» نوشته جواد ماه‌زاده-سینا حشمدار تاملی بر داستان «کفتر چاهی» از مجموعه «دو کام حبس» نوشته «مریم منصوری»-علی رشوند شعری از «پراوین کومار»-برگردان: ملیحه بهارلو سروده‌هایی از شیرکوه بیکس- مقدمه و برگردان: بابک صحرانورد بحث‌هایی دنباله دار پیرامون ریشه‌های واژگان پارسی و سیر تحولات زبان پارسی در تاریخ و چندین شعر و داستان از شاعران و نویسنده جوان منتظر نظرات، انتقادات و پیشنهادات ارزشمندتان هستیم «ادبیات ما»

تمدید پنجمین جشنواره بین المللی شعرفجر

مهلت ارسال آثار برای شرکت در ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر تا 25 دی ماه 90 تمدیدشد. ضمناً برابراطلاعیه صادره از دبیرخانه جوایزجشنواره برای هریک ازمنتخبین بدین شرح است: نفرات اول هرگروه 10 میلیون تومان نفرات دوم هرگروه 8 میلیون تومان نفرات سوم هرگروه 6 میلیون تومان ضمنابرای تمام برگزیدگان (15 نفر) چاپ یک مجموعه شعر و یک سفر فرهنگی خارج در نظر گرفته شده است. اين جشنواره کاملاًرقابتي است وتمام سنين، مضامين، قالبهاو حوزه هاي شعري(سنتي، نيمايي وسپيد، سرودوترانه) وبخش ويژه کودک ونوجوان رادربرميگيرد. دراین دوره بخش ویژه ای به بررسی کتابهای پژوهشی حوزه شعرمنتشرشده ازفروردین 1385 تا پایان اسفند 1389 خواهد پرداخت. شرايط شرکت: 1- ارسال مجموعه هاي شعرمنتشرشده درفاصله زماني 1389 و1390ياحداقل10وحداکثر20صفحه شعر(ازتازه سروده ها)درهريک ازبخشهاي موردنظرشاعران 2- تکميل وارسال فرم شرکت درجشنواره به ضميمه 1برگ تصويرشناسنامه ياکارت ملي ستاد برگزاری: تهران،خيابان شهيدمطهري،خيابان فجر(جم سابق)، پلاک7،طبقه4،کدپستي:1589743111 تلفن:88342979 نمابر:88861324

ناصری

پس از مدتها دو مقاله ی زیبا ازت خواندم. همین که به تمجید از مرتضا خان احمدی و احترام به نگهداشت فرهنگ تهرانی نوشته ای و مطلب پیش از این در مدح آزادی با نام میرزاده ی گرانجان که جانش گرفتند به پیشوازی استبداد لعنت .حقیقتن حیف است نویسنده ی این گونه که هوشیار انصاری فر باشد‘ قلم به طبع دیر به دیر بگرداند .شادمان ی ات حتمن با نوشتن زیباتر است.

froozesh

با دو پست فرهنگ خودارضایی و ژانر سازی به روزم

vnv

vnvnvc

فراخوان شعر فجر

به فضل و یاری پروردگار، و به همت و همدلی شاعران معاصر، در آستانه سی‌وچهارمین سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران و برای رشد و شکوفایی بیشتر شعر و شاعری در ایران اسلامی، هفتمین جشنواره بین المللی شعر فجر برگزار می‌شود. این جشنواره کاملاً رقابتی است و تمام سنین، مضامین، قالب‌ها و حوزه‌های شعری (سنتی، نیمایی و سپید، سرود و ترانه، طنز)و بخش ویژه کودک و نوجوان را در بر می‌گیرد. در پی اهانت به ساحت مقدس پیامبرگرامی اسلام (ص) و بنا به دستور وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی ، امسال بخش ویژه پیامبر مکرم اسلام(ص)، به جشنواره افزوده شد و شاعران گرامی می توانند آثارشان را در قالب های مختلف شعری(فقط یک اثر) به دبیرخانه ارسال دارند. این دوره همانند سال گذشته،کتاب‌های پژوهشی و نقد در حوزه شعر (منتشر شده ازفروردین 1389 تا پایان آذر 1391)رانیزپذیراست بديهي است ارزيابي براساس آثارارسالي خواهدبود وازبرگزيدگان به نحو شايسته اي تقدیربه عمل خواهدآمد.(افزایش مبلغ جوایز نسبت به دوره ی گذشته) به مدارک ناقص یا آثار ارسال شده بعد از مهلت مقرر ترتیب اثر داده نخواهد شد و در رقابت شرکت داده نمی‌شوند. آثار ارسالی شاعران به صاحبان اثر

بهنام صداقت

ما خادمین صخره مرگیم اینطرف آنسوتر است پهنه اوج عقابها سلام با احترام دعوتید.[گل]