غزل ۱


شبم شبى كه تو باشى اگرچه تارترين
خرام خرم خورشيد را مدارترين
خزانِ خلوت تلخ ام اگرچه برفابرف
طلوع طلعتت اى سرخ گل بهارترين
به جاده اى كه سراپا همين تن است اى تو
سمند بى سر بى تاب را سوارترين
به پايكوبى اين شاخه هايِ عريانى
شبانه شانه ى من را تو برگ وبارترين
نَه ماه سايه ى بى سوى چاه سار، آرى
دهان گشوده به بلع ستاره سارترين
تو كوه سار خلود و مخافت و اين من
به ژرفناى ترين تو جويبارترين

/ 73 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هاتف

تقديم به غزل‌ت: نثار قامت قديسي‌ي‌ت غرور تن‌م/ فخامت كلمات عجيب پيرهن‌م/ نرينه ديدي و وحشي شدي و جنگل شد/ تمام حوزه‌ي جغرافياي‌ي بدن‌م/ چه عشق مي‌كند از بوي تند هر جايي‌ت/ به قعر خاك سفيدي‌ي خالص كفن‌م/.../...(از غزل‌هاي مشهده/ به اصفهان)

علي الفتي

سلام غزلتان برايم يكي از كوچه هاي قديمي كرمانشاه بود/ بياد مهوش واسداله عاطفي

گروه رود

متن رود به روز شد. نشريه ی تخصصی دانشگاه تئاتر تنکابن در حيطه ی ادبيات دراماتيک آغاز به کار کرد.

تورج بخشايشي

سلام دوست من با بينامتنيت در پساغزل و يك شعر بروزم منتظر خوندن نظراتت هستم

زينب حسن پور

به پايکوبی اين شاخه های عريانی...دهان گشوده به بلع...سيراب شدم که هنوز هم تشنگی هست همچنان.

...

این شعر را قبلا شنیده بودم اما فکر می کردم که از کس دیگری ست ... حالا واقعا از شماست؟... آقای انصاری فر؟

...

ممنون می شوم که تردیم را از بین ببرید